خرید بک لینک

بگذار بگویم که بهاری، جانم!
یعنیکه همیشه قندهاری، جانم!

دستم برسد یکی دو تا میچینم
به به، چقدر باغ اناری، جانم!

علی بیانی
۲۲؍۵؍۱۴۰۱

 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و دوم مرداد ۱۴۰۱ساعت ۱۲:۱۶ ب.ظ&nbsp توسط علی بیانی  | 

برچسب: نویسنده: امیر رضوانی تاريخ: چهارشنبه 26 مرداد 1401 ساعت: 1:53

کشیده قد کجا خم می شود غم؟

به آسانی مگر کم می شود غم؟

نشد با خندههای بی بهانه...

نمیدانم کَی آدم می شود غم؟!

علی بیانی

۲۲؍۵؍۱۴۰۱

 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و دوم مرداد ۱۴۰۱ساعت ۶:۲۶ ب.ظ&nbsp توسط علی بیانی  | 

برچسب: نویسنده: امیر رضوانی تاريخ: چهارشنبه 26 مرداد 1401 ساعت: 1:53

از این دریای توفانی صدف برد

چپاول کرد و خورد از هر طرف برد

غرور و آبروی کابلم را...

فقط یک بیشرف، یک بیشرف برد!

علی بیانی

۲۴؍۵؍۱۴۰۱

 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم مرداد ۱۴۰۱ساعت ۱۱:۱۷ ق.ظ&nbsp توسط علی بیانی  | 

برچسب: نویسنده: امیر رضوانی تاريخ: چهارشنبه 26 مرداد 1401 ساعت: 1:53

پر از عشق و پر از امید جنگل
به ساز باد می رقصید جنگل

لبم روی لبت بود و لب رود...
به یادت هست، ما را دید جنگل؟

علی بیانی
۳۱؍۶؍۱۳۹۷
این دوبیتی از چهار سال پیش است که در تلگرام و فیسبوک نشر کرده بودم ولی اینجا را یادم رفته بود.

 |+| نوشته شده در  دوشنبه دهم مرداد ۱۴۰۱ساعت ۱۱:۵۰ ق.ظ&nbsp توسط علی بیانی  | 

برچسب: نویسنده: امیر رضوانی تاريخ: سه شنبه 11 مرداد 1401 ساعت: 13:56

در مقام بیضه هر جا قیل و قالی بوده استشاعر نازک خیال بی کمالی بوده استشعر اگر با مدح و ذم آمد قضاوت مشکل استباید اول دید شاعر در چه حالی بوده استشعر هم گاهی مسیر خویش را گم کرده استیا برای سودجوییها مجالی بوده استپخته را ناپختهها امکان چیدن داده استدر کنار سیبهای پخته، کالی بوده استآی مردم، طعنه بر رندان که اصلا خوب نیستبین هر قشری دو سه تا خایهمالی بوده استعلی بیانی۲۹؍۴؍۱۴۰۱  |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم تیر ۱۴۰۱ساعت ۷:۱۱ ب.ظ&nbsp توسط علی بیانی  | 

برچسب: نویسنده: امیر رضوانی تاريخ: شنبه 1 مرداد 1401 ساعت: 15:15

صفحه بندی